خرید بک لینک

در هُرم پر درد یک خبر
درونم ناگاه متلاشی شد
زَخم خُورد رُوحَم
اِنگار چشمانم در زلزله ای تلخ
ناخودآگاه اسیر سونامی اشک شد
یک نفر با عزت جان داد
و اینک باید به هر جان کندنی
این جان به جان آفرین دادن را
تحمل کرد و دَم بر نزد
و باور کرد که؛ مجتبا رفت
و بغض را باید فرو خورد
و هی مرورش کرد
و هی آه کشید و مزه مزه کرد
لبخندها و اشک هایش را
و باید باور کرد یاد نامیرایش را
و هی افسوس خورد
که « چه زود دیر میشود»
(رضا فدافن//سی دقیقه بامداد شانزده آذر....کاشمر)

برچسب: عبدالله, نویسنده: مهدی نوری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 16:49

صفحه بندی